تبليغاتX
نجــوای مـن
نجــوای مـن

یا مُعطِیَ المَسأَلات 

8/8/88 نوت زدم:

"کسی قدم به حرم، بی مدد نخواهد زد ....... بدون واسطه، دم از احد نخواهد زد
گدای کوی رضا شو که این امام رئوف ... به سینه‏ی احدی دست رد نخواهد زد"

و دست رد به سینه نزد که هیچ، کمتر از یک هفته بعدش من رو به مهمانی پذیرفت.

مهمانی‏ای که همه کس رو مأمور کرد تا یاری کنند و من رو به حرم‏ش برسونند، اونم بعد از دو سال.

اونجا فقط این دو بیت از ذهنم رد میشد و گه گاه هم این اشعار.

 

در آستان جانان، پر میکشم به شوق ات...

 

- نوشته: "آدم‌ها دو دسته‌اند؛... و دستهٔ دوم آن‌هایی‌ هستند که نخواسته، دعایت می‌کنند."

و کسانی که یاد شدند، نه فقط نخواسته بودن که خیلی ها هم نادیده بودند. دیگه خواسته ها که بمانند. امید که مقبول افتاده باشه. خصوص دعا برای شفای مریض ها.

 

- تو مشهد به دیدار دو دوست وبلاگی شاد شدم. و البته به شنیدن صدای یکی که هرچند قسمت نشد ببینمش، اما کلی صداش روحم رو شاد کرد. (شما رو میگم ها) انشاءالله به زودی جور شه و دوباره برم و ببینمش. (بچه پررو شدم ها)

کتابِ "آرزوهای بزرگ کودکان" هم یادگاری ای بود که گرفتم و البته ذوقم کامل شد با یادداشت اولش. ممنونم عقیقِ نازنین. 

+ ممنونم فاطمه، این پستت علاوه بر دیدارت، کلی حال داد.

 

- روایتی منقول از امام رئوف:

"هرگاه پیشامد سختی روی داد، از ما کمک و یاری بجوئید.
و اینست قول خداوند که فرمود؛ «و برای خدا نام‏های نیکوئی است، با آن نام‏ها خدا را بخوانید.»" 

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 23:58 توسط نجوا| |